مرتضى مطهري
60
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
ورقهء فلاسفهء اسلامى ) * گفتيم كه آن وقار و نورانيت و صفايى كه در فلاسفه اسلامى از قبيل فارابى و بوعلى و خواجه نصير و ملاصدرا ديده مىشود هرگز در فلاسفهء قديم يونان ديده نمىشود ، شايد نمونه اش در فلاسفهء مسيحى نظير سنت آگوستين و سنت توماس ديده شود . علت نفوذ فوق العاده اى كه اينها در پيروان خود داشتند همين جنبهء معنويت آنها بود . علامهء حلَّى مىگويد : خواجه [ نصير ] را نديدم كه مرتكب مكروهى شده باشد . پيروان و مريدان آنها به آنها به شكل يك مرشد و قطب نگاه مىكردند . خود اين فلاسفه فوق العاده خود را به كوچكترين دستور شرع نيازمند مىدانستند ، به يك مكروه به شكل حقارت نگاه مىكردند ، گو اينكه استنباط و اجتهاد آنها با ديگران فرق مىكرد و همين جهت موجب سوء تفاهماتى شده است . مرحوم آقا على نورى مثل يك عوام بازارى از ميرزاى قمى مسئله مىپرسيد . شبسترى مىگويد : در اين ره انبيا چون ساربانند . . . جرج جرداق در جلد اول الامام على ) * تحت عنوان « لا تعصب و لا اطلاق » مىگويد : . . . بابى ابن ابى طالب . 27 . عطف به صفحهء 55 ( خلاصه ) معلوم شد : . الف . هدف فقط نيكوكارى ( يعنى براى ديگران خوب بودن ) و ديگر عدالت اجتماعى نيست ، بشر راهى واقعى به سوى خدا دارد كه بايد آن را به خوبى طى كند : * ( يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كدحاً فملاقيه . ) * . ب . سه قسم تسليم داريم ، چرا شيطان كافر است ، قاصر و مقصر و جاحد . ج . نيت ، روح عمل است . د . سخن بوعلى و صدرا راجع به اكثريت و اقليت اهل نجات و اهل عذاب . ه . شرطيت توحيد و معاد از قبيل شرطيت نيت است كه روح عمل است ، و شرطيت نبوت و ولايت از قبيل شرطيت علم و نقشه